العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

97

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

110 - و از ابن مسعود كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله پيش از هجرت بيكى از نواحى مكه بيرون شد و براى من خطى كشيد و فرمود : كارى مكن تا من نزد تو آيم و فرمود : از هر چه ديدى هراس مكن ، و اندكى جلو رفت و نشست و مردانى سياه چون هندو نزدش آمدند و چنانچه خدا فرمود : « نزديك بود بر او جامه نمدين شوند » . 111 - 6 : 275 - در منثور - از ابن عباس در قول خدا « و اينكه چون بنده خدا ايستاد و او را ميخواند نزديك بود بر او جامه نمدين شوند » گفت : چون شنيدند پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلم قرآن ميخواند از حرص بدوش او برآمدند و او ندانست تا پيك آمد و ميخواند « قُلْ أُوحِيَ إِلَيَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ » . 112 - و از ابن عباس در قول خدا « وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كادُوا يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَداً » گفت چون پريان آمدند نزد رسول خدا و او با اصحابش در نماز بود و اصحاب در ركوع و سجود دنبالش بودند ، از پيروى اصحابش تعجب كردند و بقوم خود خبر دادند ، كه چون بنده خدا نماز ميخواند نزديك است جامه تن او باشند . 113 - و از ابن مسعود كه چون در شب جن با پيغمبر رفتم تا به حجون برايم خطى كشيد ، و آنگاه نزد آنها پيش رفت ، و بسيار شدند در برابرش و سرور آنها بنام وردان گفت : يا رسول اللَّه من دشمنانت را از مكه بيرون نكنم ؟ فرمود : راستش جز خدا كسى مرا پناه نگيرد . بيان : در نهايه گفته : در حديث عمر است كه چون نماز برپا شود شيطان گريزد و ضرطه زند ، و در روايت ديگر است كه چون كسى آية الكرسى خواند شيطان بدر رود و ضرطه زند مانند خر و گفته است كه در حديث است كه نه غول هست و نه صفر ولى سعالى هست و سعالى جادوگران پريانند يعنى غول نميتواند كسى را غول گير كند يا گمراه كند ولى در پريان جادوگرانيند چون جادوگر آدمى كه اشتباه كارى و خيال اندازى كنند ، در قاموس گفته : زوبعه نام شيطان يا رئيس پريانست و از اين رو گردباد را زوبعه خوانند ، و گفته حجون كوهى است در معلاة مكه . 114 - در حياة الحيوان ( در باب قنفذ ) بيهقى در دلائل النبوه از ابى دجانه